سالروز شهادت امام صادق علیه السلام مرد آسمانی مدینه ؛ چشمه جود و سخاوت کوه ؛حلم و بردباری ، تجسم اخلاص و صبر و دریای علوم لدنی بر پیروان آن حضرت تسلیت باد.
مرثیه شهادت امام صادق علیه السلام
اى مهر تو بهترین علایق
جانها به زیارت تو شایق
ما را نبود به جز
خیالت
یارى خوش و همدمى موافق
بیمارى روح را دوا
نیست
جز مهر تو اى طبیب حاذق
اى نور جمال
كبریائى
اى نور تو زینت مشارق
روزی كه دمید نور
خلقت
رخسار تو بود صبح صادق
از جلوه تو تبارك
الله
فرمود به خلقت تو خالق
حسن تو خود از جمال
زهراست
اى زاده بهترین خلایق
بر تخت كمال و تاج
عصمت
آخر كه بود به جز تو لایق
تفسیر كمال ایزدى
بود
گفتار تو اى امام
صادق
باشد سخن تو
جاودانى
بوده است چو با عمل مطابق
افسوس شدى شهید، آخر
از حیله ناکسی منافق
از داغ تو شد جهان
عزادار
زیرا به تو عالمى است عاشق
ماتم زدهایم و غم چو
دریاست
دلها همه چون شكسته قایق
"حسان"
آتش در گلستان
تا گلستان نبی از جور اعدا، در گرفت
جسم و جان دوستان از شعلهاش
آذر گرفت
در سرای صادق آل نبی آتش زدند
چون خلیل آن شاه دین جا در دل
آذر گرفت
نیمه شب در بزم منصورش ببردند از عناد
آنكه خورشید فروزان از رخش
زیور گرفت
چون برون از خانه ی منصور شد دل پر ز خون
حضرت روح الامین دست عزا بر
سر گرفت
ساخت چون منصور نا منصور مسمومش ز كین
رفت شادی از میان، غم ما سوی
را بر گرفت
زد شرر بر جسم و جانش زهر كین با صد محن
شعله اش اندر جنان بر قلب
پیغمبر گرفت
دین عزادارست و، مذهب شد یتیم و سوگوار
عالمی را ماتم نور دل حیدر
گرفت
خون دل از دیده می افشاند با صد درد و داغ
تا سرِ او را بدامن موسی جعفر
گرفت
افتخار مرثیت خوانی صفا روز نخست
در خصوص خاندان از حضرت داور
گرفت
علی سهرابی
تویسركانی
اشك ملائك
زین ماتمی كه چشم ملایك ز خون، ترست
گویا عزای صادق آل پیمبرست
یا رب چه روی داده، كزین سوگ جانگداز
خلقی پریش خاطر و، دلها پر آذرست
مُلك و مَلك به ناله و افغان و اشك و آه
چون داغدار، حضرت موسی بن جعفرست
خون می رود ز فرط غم از چشم شیعیان
زیرا كه قلب عالم امكان مكدرست
منصور، شاد گشت ز قتل خدیو دین
اما به خُلد، غمزده زهرای اطهرست
او گرچه كشت خسرو دین را ولی به دهر
نامش به ننگ تا به ابد ثبت دفترست
تن در نداد بر ستم و، این كلام نغز
بر پیروان حق و عدالت مقررست:
آزاد مرد، تن به زبونی نمی دهد
مرگ از حیات در نظر مرد خوشترست
تنها نه اشكبار چشم صفا زین عزا بود
دلهای شیعیان همه از غم مكدرست
آتش کشيدن خانه امام صادق(عليه السلام)
مفضّل
بن عمر مي گويد: منصور دوانيقي براي فرماندار مکه ومدينه حسن بن زيد پيام
داد: خانه جعفر بن محمد ( امام صادق (ع) را بسوزان، اواين دستوررا اجرا کرد
وخانه امام صادق( عليه السلام) را سوزانيد که آتش آن تا به راهرو خانه
سرایت کرد، امام صادق ( عليه السلام) آمد ومیان آتش گام برمي داشت ومي
فرمود : اَنَا بنُ اَعراقِ الثَّري اَنا بنُ اِبراهِيمَ خَليلِ اللهِ
«
منم فرزند اسماعيل که فرزندانش مانند رگ وريشه دراطراف زمين پراکنده اند
منم فرزند ابراهيم خليل خدا( که آتش نمرود براو سرد وسلامت شد )»
برنامه قتل امام صادق (عليه السلام)
سرانجام منصور نتوانست پيشرفت امام را ببيند و عظمت او را تحمل نمايد. طرح قتل او را از طريق مسموم کردن تهيه نمود.
اين
نکته راناگفته نگذاريم که بني عباس درس مسموم کردن امامان رااز پيشوايان
راستين خود، يعني بني اميه آموختند. معاويه بارها گفته بود خداوند ازعسل
لشکرياني دارد و.. که غرض عسل مسموم بود که به خورد دشمنان خود ميداد.
منصور
توسط والي خود درمدينه امام را با انگور زهرآلود به شهادت رساند وبعد حيله
گرانه به گريه وزاري وعزاداري او پرداخت. اينکه درامر شهادت امام، منصور
دست داشته جاي شکي براي ما نيست، زيرا که خود بارها گفته بود که او چون
استخواني درگلويم گير کرده است.
شايد
منصور جداً وقلباً دوست نداشت امام رابکشد ولي چه مي توان کرد که مقام است
وسلطنت، پست است وموقعيت. مگر هرکسي ميتواند ازآن بگذرد؟ امرشهادت او را
توسط منصور، برخي چون ابوزهره انکار کرد ه اند، بدليل ابراز تأسف منصور
ازمرگ او وهم گفته اند که اين امر خلاف تحکيم پايه هاي حکومت او بود.
ديگران هم همين افکار راداشته اند ويا برخي ديگر ازآن به ترديد ياد کرده
اند. ولي باتوجه به سابقه برخورد واحضار وتهديد منصور، وبا توجه به اعمال
زمامداران پس از او معلوم مي شود بني عباس چون بني اميه درخط امام کشي
بودند وآنها شش تن ازامامان ما را مسموم کرده اند. آري او پس از قتل امام
ابراز تأسف هم کرد وآن مصلحتي بود