سرشكسته


در قاف قنوت تو

سرگردانند ملائكه

آي

ساكن نمي دانم كجا

براي دل زخمي و زنگار زده من

فكري كن

و گرنه اين روسياه

كار دست خودش  ميدهد

اين بي حيا شرم ندارد

همه اش دنبال ول گردي

و "تيزلي"

وسرسپردگيش مي رود

و باز تنها كه مي شود

سرش به سنگ خورده

باز نگاهش

به  قاف قنوت  تست

راستي راستي

خودش را

ريزه خوار خوان با كرامت تو كرده است